روات حدیث: میرزا پول را داد دست سبزیفروش. سبزیفروش حرف همیشگیاش را تکرار کرد.
- آقا شما با این سن و سالتون نباید بیایید خرید. شما بزرگ مائید. امر کنید خودم براتون میآرم.
میرزا جواد تهرانی مثل همیشه تبسم کرد. راه افتاد سمت خانه. آرام و آهسته با کمک عصا. کمی خمیده شده بود. رسید دم خانه. خواست کوبهی در را بزند. سبزی را داد آن دستش. نگاهش روی سبزیها ایستاد. برگشت. آرام و آهسته و با کمک عصا، اما خستهتر. رفت دم مغازهی سبزیفروش. سبزی فروش گفت: آقا! من سبزیِ خوب دادم دستتون. میرزا جواد لبخند زد و گفت: سبزی شما همیشه خوب است. آمدم این مورچه ی روی سبزیها را برگردانم خانهاش.
منبع: جهان نیوز
این کشف مربوط به نحوه و ترتیب ارتباط بین مورچه هاست؛ چیزی که پیش از این نمی دانستیم. این مطلب مربوط به آیه شریفه 18 از سوره نمل است:
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ
[آنها حرکت کردند] تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچهاى گفت: (به لانههاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمىفهمند!)
در آیه شریفه بالا مورچه خطر قریب الوقوعی را طی چهار مرحله متوالی بیان می کند که این مراحل توسط علم جدد ثابت شده است:
1- ای مورچه ها: این اولین مرحله اعلام خطری است که توسط مورچه داده می شود تا توجه دیگر مورچه ها را به سرعت جلب کند. مورچه ها با گرفتن این پیام صبر می کنند تا دگر پیام ها را توسط همان مورچه دریافت کنند.
2- به لانه هایتان وارد شوید: در این جا گوینده پیام به دیگران اطلاع می دهد که چه کار باید بکنند.
3- مبادا سلیماع و لشکرش پایمالتان کنند: در این جمله مورچه دلیل خطر را به مخاطب می گوید.
4- و خود آگاه نباشند: مورچه ها به عنوان عکس العمل حالت دفاعی مشخصی را از خود نشان می دهند. در این جمله آخر مورچه به مخاطبان می گوید به منبع خطر حمله نکنید. زیرا منبع خطر قصد حمله به لانه مورچه ها را ندارد. بنا بر این مورچه ها آن ها را خطر واقعی نمی دانند.
علم در این مورد می گوید: مورچه ها در مواقع اعلام خطر و دفاع و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد از ارتباط شیمیایی استفاده می کنند. این اخطار معمولاً توسط صدور علامت های شیمیایی دفاعی مشخص می شود. غده های دفاعی مسئول ایفای نقش اعلام خطر هستند. به عنوان مثال مورچه های استرالیایی را در نظر بگیرید؛ وقتی این مورچه ها با خطری مواجه می شوند قطرات کوچکی را از غده های دفاعی خود ترشح می کنند. این یک فرمان برای دیگر مورچه هاست تا فرار کنند و با شاخک های خود ارتعاشی ایجاد کنند که به معنای قرار گیری در موقعیت خطر است.
Aldehyde hexanal اولین ماده ای است که توسط مورچه ها در مواقع احساس خطر ترشح می شود و باعث جلب توجه و علاقه آنها می شود. در نتیجه شاخک های خو را بالا می برند و تکان می دهند تا دیگر بو ها را نیز دریافت کنند. اولین پیام به شکل الکل بود. و این اولین مرحله است که توسط مورچه در جمله ((ای مورچه ها)) گفته شد.
سپس مورچه دومین ماده به نام Hexanol را ترشح می کند و در نتیجه بقیه مورچه ها موقعیت خطر به خود می گیرند و در تمامی جهات می دوند تا منبع این ماده را پیدا کنند. مورچه ای که ماده شیمیای را ترشح می کند باید مسیری را که باید بقیه مورچه ها از آن کنار روند مشخص کند و این کاری بود که طبق آیه قرآن آن مورچه انجام داد و گفت ((به لانه هایتان وارد شوید)) بنا بر این باید مسیر را مشخص کرده باشد
Undecanon سومین ماده ای است که مورچه ترشح می کند. این ماده نشان دهنده عامل خطر است و چیزی که مورچه در سومین عبارت گفت (مبادا سلیمان و لشکرش پایمالتان کنند) با این مرحله مطابقت و سازگاری دارد. در این مرحله مورچه ها آماده مواجهه با خطر می شوند.
در مرحله چهارم مورچه ماده شیمیایی خاصی را ترشح می کند که Butyloctenal نام دارد. توسط این ماده گوینده دستور دفاع می دهد و نوع دفاع را مشخص می کند. بنا بر این در مرحله آخر می گوید : ((و خود آگاه نباشند)) . با این کار مورچه از وارد شدن بقیه مورچه ها به مر حله حمله جلو گیری می کند.
در این جا:
فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ
سلیمان از سخن او تبسّمى کرد و خندید و گفت: (پروردگارا! شکر نعمتهایى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحى که موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!)
خلاصه مطلب:
1- Aldehyde hexanal : ای مورچه ها
2- Hexanol : به لانه هایتان وارد شوید
3- Undecanon : مبادا سلیمان و لشکرش پایمالتان کنند
4- Butyloctenal : و خود آگاه نباشند
----------------------------------------------------------------------------
اولریش شرایبر، زمینشناس آلمانی بر این گمان است که مورچهها میتوانند زلزله را پیشبینی کنند. او ابراز امیدواری میکند که روزی بتوان با مشاهده رفتار مورچهها از وقوع زلزله آگاه شد و از مرگ نجات یافت.
این گمان از زمانی در ذهن اولریش شرایبر (Ulrich Schreiber) جان گرفت که حین تحقیقات خود در یک منطقه با کولنی بزرگی از مورچهها مواجه شد.
به گزارش دویچهوله، مشاهده تعداد زیادی مورچه در این منطقه برای این زمینشناس آلمانی پرسشهایی پدید آورد. از جمله این که، وجود شمار بالای مورچه در این منطقه چه معنایی داشت؟ چرا دقیقا در این منطقه؟ آیا این پدیده تنها حاصل تصادف بود؟
این موضوع شامل نوع خاصی از مورچههای جنگلی میشد به نام مورچههای تپهساز. آنچه رفتار این نوع مورچهها را برای شرایبر جالب توجه میکرد، این بود که آنها لانههای خود را درست در گسستهای مناطق گسلی زمین بنا میکردند.
مناطق گسلی مناطقی هستند که در آنها گسلهای فراوانی وجود دارد. گسلها شکستگیهای درون پوسته زمینهستند که لغزش سنگها در دو طرف آنها موجب آزاد شدن میزان زیادی انرژی و بروز زلزله میشود.
کارشناسان بر این باورند که گازی که حین زلزله یا پیش از آن از زمین خارج میشود باعث گرم شدن لانهمورچهها شده و همچنین رطوبت موجود در گسستهای زمین هم برای مورچهها مطلوب است. به همین دلیل مورچهها تمایل دارند در این مناطق لانه بسازند.
رفتار پرسشبرانگیز مورچهها
مطالعه بیشتر در رفتار این مورچهها سئوالهای دیگری را در ذهن شرایبر پدید آورد. آیا ممکن است مورچهها بتوانند زلزله یعنی حرکت ناگهانی لایههای سنگی امتداد گسلها را پیشبینی کنند؟
او و همکارانش از دانشگاه دویسبورگ ـ اسن آلمان دو سال است که روز و شب دو تپه از مورچگان را در منطقه آیفل زیر نظر گرفته و به کمک دوربین بر روی آنان مطالعه میکنند.
آنها بر این باورند که رفتار مورچهها پیش از وقوع زلزله عجیب است. مشاهدات آنها نشان میدهد که پیش از زمینلرزه مورچهها به هنگام شب بسیار فعال میشوند و همچنین نسبت به مواقع عادی تعداد بیشتری از آنها به سطح زمین میآیند.
شرایبر تصور میکند که مورچهها در این مواقع نسبت به افزایش انتشار گاز و یا امواج الکترومغناطیسی که پیش از وقوع زلزله به بیرون منتشر میشوند، واکنش نشان میدهند.
مطالعات در دیگر مناطق
شرایبر میگوید، در سفر دو سال پیش خود که پس از زمینلرزه شهر آکوئیلا در شرق ایتالیا انجام داد متوجه شد که مورچهها در گسستهای این منطقه نیز لانههای زیادی ساختهاند.
این زمینشناس آلمانی قصد دارد مطالعات خود را در استانبول ادامه دهد که به پیشبینی دانشمندان، در آینده نزدیک در آن زمینلرزه بزرگی رخ خواهد داد.
عقاید مخالف
بسیاری از کارشناسان فرضیه شرایبر را رد میکنند. برخی از آنها میگویند، مورچهها هنگام زمستان در لانههای خود میمانند و نمیتوان از آنها به عنوان یک سیگنال هشداردهنده سود جست.
هایکو وویت (Heiko Woit) از همکاران شرایبر در مرکز تحقیقات زمینشناسی پوتسدام آلمان معتقد است که نمیتوان زلزله را پیشبینی کرد. او میگوید، در گذشته برخی از مشاهدات باعث این گمان شد که فیلها از قابلیت پیشبینی زلزله برخودار هستند، اما تا کنون هیچ تحقیق سیستماتیکی نتوانسته است این ادعا را ثابت کند.
اما شرایبر بسیار خوشبین است و باور دارد که روزی خواهد توانست، فرضیه خود را اثبات کند. وی قصد دارد در ادامه مطالعات خود با کارشناسان سایر رشتهها نیز به تبادل نظر بپردازد.
مورچگان موجوداتی هستند که سالیان دراز با صفات قدرت، سازماندهی و کار گروهی شناخته می شدند. اما تحقیقات اخیر نشان می دهد توجه خاص این حشرات به سن هم نوعان خود و تغییر وظایف آنها با بالا رفتن سن یکی از عوامل موفقیت آنها در کار گروهی است.
محققان کشف کرده اند که مورچه های برگ چین، مورچه هایی که برای ادامه بقا برگ گیاهان را چیده و بعد در فرآیند تهیه آذوقه از آنها استفاده می کنند، با از کار افتادن دندانشان، به اصطلاح "بازنشسته" می شوند.

اما این بازنشستگان به کار دیگری گمارده می شوند. محققان دانشگاه اورگون در آمریکا، کشف کرده اند که این نوع مورچه ها در دوران پیری کمتر برگ می چینند و بیشتر حمل و نقل انجام می دهند.
مورچه های برگ چین، کشاورزان دنیای حشرات قلمداد می شوند.
برگی که هر یک از این مورچه های سخت کوش، قادر است بچیند و با خود حمل کند، پنچاه برابر وزنش است.
آنها صف می کشند و دسته جمعی محصولاتی را که چیده اند به خانه می برند.
این مورچه ها، به محل سکونتشان که رسیدند از برگ ها به عنوان سطحی برای پرورش قارچ استفاده می کنند؛ قارچی که کل جمعیت کولونی از آن تغذیه می کند. اما وقتی در اثر پیری آرواره های تیز و برنده این مورچه ها مستهلک می شود، سرعت کار گروهی جالب توجه آنها نیز پایین می آید.
محققان آمریکایی کشف کرده اند که جویدن و چیدن برگ ها برای مورچه های پیر دشوار است. اما وقتی دقیق تر رفتار آنها را مورد مطالعه قرار داده اند متوجه شده اند که مورچه هایی که آرواره هایشان کارایی و برندگی خود را کاملا از دست داده است، وظیفه کاری خود را عوض می کنند.
مورچه های پیر کار چیدن برگ را به مورچه های جوانتر می سپارند و به جای آن کار حمل و نقل برگ ها و طی مسافت طولانی تا خانه را بر عهده می گیرند.
این گروه محقق می گوید در جوامع سازمان یافته مورچه ها، تمامی مورچه ها قدرت تطبیق با تغییر شرایط را دارند که این باعث می شود حتی وقتی مورچه ای توان جسمی سابق خود را ندارد، برای کولونی اش مفید باشد.
مشاهده منبع
در یک تحقیق جدید، پژوهشگران دریافتهاند که این خصیصه در مورچهها به میزان شگفت انگیز و حیرت آوری شدید است.
الیس نوبهاری، محقق دانشگاه پاریس نورث با همکاری دستیاران خود برای مشاهده این پدیده، شرایط طبیعی را برای مورچهای که در میان شنها گرفتار شده بود، شبیه سازی کردند تا عکس العمل دیگر مورچهها را در مقابل این اتفاق مشاهده کنند، اما در زیر مورچه اسیر، نایلونی قرار گرفته بود که آن را محکم در محل نگه میداشت.
نوبهاری و دستیاران وی متوجه شدند که مورچهها در اطراف مورچه قربانی آن قدر شن و غبار را حفر میکنند تا همنوع خود را بیابند و بعد نایلون را جویدند تا بتوانند مورچه را نجات دهند.
این محققان میگویند : توانایی مورچهها در شناسایی و مقابله با نایلون ناشناس نشان دهنده پیچیدههای ذهنی و رفتاری در این حشره است.
نوبهاری میگوید: مورچههای امدادگر بدون توقع هیچ پاداشی خود را به خطر میاندازند، تا همنوع خود را نجات دهند.
در دنیا هزاران نوع مورچه زندگی می کند ، که عاداتشان مانند انسانها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد ، به همین جهت مکالمه و نوع زبان آنها نیز با یکدیگر متفاوت است . برای فهم بیشتر اختلافات در آنان ، به پاره ای از انواع مورچه ها اشاره می نماییم.
" مورچه های کشاورز"
نوعی مورچه به نام مورچه سائو ، برگها را در انبارهای زیر زمینی خود جمع می کنند و از فضولات کرمینه مخصوصی ، آنها را کود می دهند ، در نتیجه نوعی قارچ بر این برگها می روید که مورچه ها آن را می خورند . بشر به تازگی پی برده است قارچ ها در تاریکی بهتر می رویند ، اما مورچه ها این سر طبیعت را هزاران سال است که می دانند.
"مورچه های برده دار"
مورچه هایی هستند که از خود غلام دارند و مورچه های ناتوان تر از خود را به بندگی می گیرند . به این منظور پیله مورچه های دیگر را می دزدند و می پرورانند ، هنگامی که این پیله ها مورچه شدند ، برای آنها کار می کنند و از آنها فرمان می برند.
این غلامداری در برخی از مورچه ها به جایی رسیده که اگر غلامی در کار نباشد ، مورچه های کارفرما حتی غذای خود را نیز نمی تواند به دست آورند.

"مورچه های دامدار"
یک نوع شته از برگ درختان ، نوعی عسل می سازد که مطبوع طبع مورچه ها است. مورچه ها این شته ها را اسیر کرده و به لانه های خود می برند ، برای آنها برگ و آذوقه تهیه می کنند و مانند چوپانی که از گوسفند مراقبت می کند ، از این شته ها مواظبت می نمایند ، تا از عصاره و شیره ای که می سازند ، استفاده کنند.
"مورچه های گوشتخوار"
در میان مورچگان از همه هراس انگیزتر مورچه لشکری است ، که در مناطق گرمسیر زندگی می کند و تنها گوشت می خورند . این مورچگان چون لشکر می کشند ، ستونی به پهنای چندین سانتی متر و درازای صدها متر پدید می آورند. در این ستون مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.
در میان سپاه آنها ، مورچه های درشت تری دیده می شود ، که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت در آید، هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید.
گاهی که آب سیل آسا نباشد ، مورچه ها به هم چسبیده ، خود را به صورت طنابی درآورده و بر آب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند ، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود ، پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.
"وسیله نطق مورچه"
شرط حتمی سخن گفتن و فهماندن مقصود ، زبان نیست. بلکه هر وسیله ای که برای تفهیم مقاصد به کار رود ، به منزله زبان است و مکالمه هم به هر نحوی که باشد ، نطق نامیده می شود.
حیوانات با ژست های مخصوص ، حرکات خاص و یا با صدا و نطق، مکالمه می کنند و به طرف مقابل مقصود خود را می فهمانند. از مورچه ها، کسی با گوش خود صدایی نشنیده ، ولی مکالمه آنها را ، که ظاهراً با شاخک های خود انجام می دهند ، کم و بیش دیده شده است.
مورچه ها در مسیر حرکت خود وقتی به هم می رسند ، توقف کوتاهی می کنند ، شاخک های خود را تکان داده و با پخش امواج یا احتمالاً صدایی که برای ما مفهوم نیست با هم صحبت می کنند . در این موضوع جای هیچ شبه ای نیست.
وقتی طعمه ای نسبتاً سنگین در برابر مورچه ای که در تلاش کسب روزی است قرار بگیرد ، این مورچه برای حمل آن کوشش خود را خواهد کرد ، وقتی کاملاً مطمئن شود که از نقل آن به لانه عاجز است ، طعمه را واگذاشته و به لانه خود مراجعه می کند. طولی نمی کشد که چند مورچه به دنبال هم به راه افتاده ، تا به محل طعمه آمده و با کمک یکدیگر آن را به لانه حمل می کنند.
این مورچه ، همنوعان خود را چگونه از وجود طعمه در محل معین آگاه کرده است؟ اما به هر وسیله که بوده، مقصود خود را به همجنسان خویش فهمانده است؟
در لانه مورچه ها اتفاقات عجیب و غریبی می افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که: مورچگان به عده ای از همنوعان خود به اندازه ای شهد می خورانند که حکم خمره مربا را پیدا می کنند و این مورچه ها در محلی آویزان می شوند، تا در موقع نیاز به مورچه های نیازمند شهد تحویل دهند.
هر گاه مورچه ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه های زنده آمده، با حرکت دادن شاخکها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می کند . مورچه پرخور هم قطره ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه ها است.
منبع: سایت نجاتگر